
گاهی روز و شب برایم فرقی ندارد ...
چون آن که باید باشد ، هست .
همیشگی است .
چه کنارم باشد و چه نباشد ، هست !
آری اوست که در دل نشسته است .
و به هیچ طریقی راه خروج ندارد .
مگر به مرگ .
که آن هم آغاز برچیدن تمام محدودیت هاست .
وقتی که هستی ، دیگر زمان ، مکان فرقی ندارد .
به قول محاوره عامیانه ، شبانه روز وَرِ دل منی ![]()
برچسب:
نویسنده: پرنیا کمالی
جریان حرکت و تلاش و خستگی
جریان دلهره و دلتنگی و اندوه
جریان شادمانی و خوشی و خوش حالی
جریان پیچیده اشک های ناگهانی
جریان همه ی این امورات ، می شود زندگی
پس در زندگی تنها دنبال خوشی و خوش گذرانی نباش
این تلخی ها و سختی ها ، مثل نمک غذا می مونه .
نباشه ، انگار تمام تلاش هات بیهوده است .
زندگی کنیم ، با همه چیزش .
برچسب:
نویسنده: پرنیا کمالی
هر چیزی در این دنیا هزینه ای داره و مرگ هزینه ی زندگی کردنه ، این ما هستیم که تشخیص میدیم چطور زندگی کنیم که ارزش مردن رو داشته باشه
برچسب:
نویسنده: پرنیا کمالی
تا امروز 1403/02/07 و این ساعتمن حدوداً 13.783 روز در این کره خاکی زندگی کرده ام .که میشه 330.792 ساعت و 19.847.520 دقیقه و 1.190.851.200 ثانیه امروز با یک محاسبه ساده فهمیدم که :«من هم یک میلیاردر هستم .»بیش از یک میلیارد ثانیه از بودنم در این دنیا گذشت.چقدر ثانیه ها ارزشمند میشن وقتی محاسبه میشن .
برچسب:
نویسنده: پرنیا کمالی